312

نويسنده : سهیل ; شنبه 1393/07/05

جمعه باشد پاييز هم باشد

دلتنگي هم كه گستردگي اش حد و مرز ندارد

از زميني كه منم تا ماهي كه تويي

از اين خانه تا اوج آسمان تا ستاره ها تا خورشيد كه تويي

وجودم انگار گم شده ،

بخشي در سواحل امن بازوهايت

و بخشي در آرامش گرماي آغوشت

راستي تو كه هيچوقت تنت طعمش به شوري نميزند

پس چجوري اينقدر نمك گيرم كرده اي




311

نويسنده : سهیل ; سه شنبه 1393/07/01

خصلت عاشقانه هاست

كه نگفتنشان 

يا آدم را مرد مي كند، يا تمام

 

 

/*- يك روز اركيده گفت خوش به حالت كه بعد از اين همه مدت

باز ميتواني عاشقانه بنويسي و هنوز حس حال اين سبك نوشتن را داري

اما اين روزها ديگر كم كم دارد نوشته هايم ته ميكشد

بايد از يك جايي به بعد يا كمشان كنم يا تمام، كه بوي تكرار نگيرند.

پريروز تولدم بود. اگر دكتر رفتن و نوار قلب و اكو گرفتنم را كنار بگذارم

روز خوبي بود .

 

/*= مهر بي مهر هم آمد و دارد سالگرد كسي ميشود كه

رفتنش براي همه زود بود و باور نكردني  

نه حوصله درس دادن دارم نه دانشجو، نه ميشود رهايش كنم

 

/*= خسته ام.  از خودم از كامنتهايي كه گاهي برايتان گذاشته ام

از آدمهاي نزديك كه خيلي دورند. از توضيح دادن خسته ام

 

 




310

نويسنده : سهیل ; پنجشنبه 1393/06/27

بالشهايي هم هستند كه بيشتر از آنكه كار زير سري را انجام دهند  

مامن امني براي گريه هاي بي صداي شبانه اند ،

بالشهايي كه آنقدر خيس ميشوند كه يا بايد چرخاندشان

يا تا صبح به جاي زير سر به آغوششان كشيد.

 




309

نويسنده : سهیل ; شنبه 1393/06/22

قسم به لبخندهايي كه هر صبح روي آينه جا ميمانند ....




308

نويسنده : سهیل ; یکشنبه 1393/06/09

گاهي همين جواب سلام ساده و دست دادنتان كه شايد براي شما

امري عادي و تكراري باشد آنچنان براي كسي مهم و خاطره انگيز

شود كه بتواند روزي هزار بار از شما تشكر كند.

امان از وقتي كه غمها جوري بر سر آدمي فرو ميريزد و عرصه برش تنگ

ميشود كه ديدن روي گشاده و لبخند مهربان شما ميشود تمام امنيت دنيايش.




307

نويسنده : سهیل ; سه شنبه 1393/06/04

قسم به آنهايي كه وجودشان پر است ازعاشقانه ها

حتي بي معشوق

 




306

نويسنده : سهیل ; یکشنبه 1393/06/02

+ چشاتم مثه مواد مي مونه. بد جوري اعتياد داره

چار روز كه آدم نمي بيندشون ، تموم تنش درد ميگيره

اصن دله آدمه كه درد ميگيره، نفسش بند مياد، بدتر از موادند

چاي بريزم واست ..؟

_ دو تا ليواني بريز با هم بخوريم

 

+ تو وجودت، بودنت واسه من نعمته، سعادته، اصن دوپينگ مني

پس بيشتر پيشم باش

_ بابا چوب كاريمون نكن ديگه

 

+ يه بار يكي برام نوشته بود خوش به حال اونيكه تو اينقد دوسش داري.

حالا اونم تو رو اينقد دوس داره؟ اصن ميدونه كه چقدر خاطرشو ميخواي؟

اونم شب تا صب به تو فكر ميكنه ؟

_ ايني كه ميگي دختر بود ؟

 

+ آره از كجا فهميدي ..؟ بيا اين كت منو بنداز رو دوشت

ديگه داره آخرشباي اينجا سرد ميشه

_ بماند. من كه گفتم اينقد با كلمات خوب بازي نكن.

اين عاشقانه هاي تو همه رو هوايي ميكنه.

 

+ بي خيال ، ما كجا و عاشقانه نوشتن كجا

_ من كه ميشناسمت پس ديگه خودتو لوس نكن

 

+ پاي چشات كه وسط باشه آدم ذوقش وا ميشه،

بخواد نخواد هي عاشقانه گفتنش مياد. من اينقد سختي ديدم

كه جلو هيچي كم نميارم الا چشمات.

اينم از شانس بد منه كه نميتونم بيشتر از چند ثانيه بشون نگا كنم

_ هالا نميشه كم نياري، بابا گنا دارند اين بيچاره ها

 

+ آخه اصلن لامصبا، كپي ام ندارن . بايد بيشتر تمرين كنم

به شرطي كه توام بيشتر كنارم باشي، اين فك كردن بهت منو

از كار و زندگي درس و دانشگاه ميندازه آخه

_ من كه امشب كنارتم. ببين دو تا ستاره به ستاره هاي آسمونت

اضافه شده

 

+ كاش تموم ستاره ها رو ميدادم و همين دو تا، هميشه كنارم بودند

چاي يا سرد شدند ميرم دو تا ديگه بريزم

_ ...




305

نويسنده : سهیل ; یکشنبه 1393/05/26

آدمها هي كه بزرگتر ميشوند ياد ميگيرند كه اندازه آدم مقابلشان باشند

خصوصن در روابط عاطفي كه اگر روزي بهشان محبت شد

به همان مقدار جبران كنند . آدمها دوست دارند هميشه چيزي

در چنته هاشان باشد تا وقتي مهرباني ديدند از پس طرف مقابلشان

بر آيند . آدمها دوست دارند جبران كنند دوست داشته شدنشان را .

درست مثل كاسه چيني نذري كه هنگام برگرداندن به صاحبش

سعي ميكنند با شاخه نباتي ، شاخه گلي ، سبزي باغچه اي

يا حداقل چيزي كه شايسته است كاسه را پر كنند و برگردانند

و گرنه لذت نذري _هر چقدر هم بي چشم داشت_، كام آدم را

آنجور كه بايد شيرين نميكند.

هميشه هم ظرف نذري با همين چيزهايي ساده كه در خانه هست

پُــر و برگردانده ميشود و تا الان كسي كه نديده كه كه كسي كاسه را 

از نقره و طلا پر كند و برگرداند و سبب شرمندگي آورنده نذري باشد

دل آدمها هم تقريبن همين است ، گاهي طرف مقابل را دوست دارند

زياد هم دوست دارند ، محبتشان هم بي دريغ است

اما حساب هم دستشان است براي جبران و به اندازه ،

نه جوري كه طرف مقابل نزدشان كوچك شده و احساس شرمندگي كند .