307

نويسنده : سهیل ; سه شنبه 1393/06/04

قسم به آنهايي كه وجودشان پر است ازعاشقانه ها

حتي بي معشوق

 




306

نويسنده : سهیل ; یکشنبه 1393/06/02

+ چشاتم مثه مواد مي مونه. بد جوري اعتياد داره

چار روز كه آدم نمي بيندشون ، تموم تنش درد ميگيره

اصن دله آدمه كه درد ميگيره، نفسش بند مياد، بدتر از موادند

چاي بريزم واست ..؟

_ دو تا ليواني بريز با هم بخوريم

 

+ تو وجودت، بودنت واسه من نعمته، سعادته، اصن دوپينگ مني

پس بيشتر پيشم باش

_ بابا چوب كاريمون نكن ديگه

 

+ يه بار يكي برام نوشته بود خوش به حال اونيكه تو اينقد دوسش داري.

حالا اونم تو رو اينقد دوس داره؟ اصن ميدونه كه چقدر خاطرشو ميخواي؟

اونم شب تا صب به تو فكر ميكنه ؟

_ ايني كه ميگي دختر بود ؟

 

+ آره از كجا فهميدي ..؟ بيا اين كت منو بنداز رو دوشت

ديگه داره آخرشباي اينجا سرد ميشه

_ بماند. من كه گفتم اينقد با كلمات خوب بازي نكن.

اين عاشقانه هاي تو همه رو هوايي ميكنه.

 

+ بي خيال ، ما كجا و عاشقانه نوشتن كجا

_ من كه ميشناسمت پس ديگه خودتو لوس نكن

 

+ پاي چشات كه وسط باشه آدم ذوقش وا ميشه،

بخواد نخواد هي عاشقانه گفتنش مياد. من اينقد سختي ديدم

كه جلو هيچي كم نميارم الا چشمات.

اينم از شانس بد منه كه نميتونم بيشتر از چند ثانيه بشون نگا كنم

_ هالا نميشه كم نياري، بابا گنا دارند اين بيچاره ها

 

+ آخه اصلن لامصبا، كپي ام ندارن . بايد بيشتر تمرين كنم

به شرطي كه توام بيشتر كنارم باشي، اين فك كردن بهت منو

از كار و زندگي درس و دانشگاه ميندازه آخه

_ من كه امشب كنارتم. ببين دو تا ستاره به ستاره هاي آسمونت

اضافه شده

 

+ كاش تموم ستاره ها رو ميدادم و همين دو تا، هميشه كنارم بودند

چاي يا سرد شدند ميرم دو تا ديگه بريزم

_ ...




305

نويسنده : سهیل ; یکشنبه 1393/05/26

آدمها هي كه بزرگتر ميشوند ياد ميگيرند كه اندازه آدم مقابلشان باشند

خصوصن در روابط عاطفي كه اگر روزي بهشان محبت شد

به همان مقدار جبران كنند . آدمها دوست دارند هميشه چيزي

در چنته هاشان باشد تا وقتي مهرباني ديدند از پس طرف مقابلشان

بر آيند . آدمها دوست دارند جبران كنند دوست داشته شدنشان را .

درست مثل كاسه چيني نذري كه هنگام برگرداندن به صاحبش

سعي ميكنند با شاخه نباتي ، شاخه گلي ، سبزي باغچه اي

يا حداقل چيزي كه شايسته است كاسه را پر كنند و برگردانند

و گرنه لذت نذري _هر چقدر هم بي چشم داشت_، كام آدم را

آنجور كه بايد شيرين نميكند.

هميشه هم ظرف نذري با همين چيزهايي ساده كه در خانه هست

پُــر و برگردانده ميشود و تا الان كسي كه نديده كه كه كسي كاسه را 

از نقره و طلا پر كند و برگرداند و سبب شرمندگي آورنده نذري باشد

دل آدمها هم تقريبن همين است ، گاهي طرف مقابل را دوست دارند

زياد هم دوست دارند ، محبتشان هم بي دريغ است

اما حساب هم دستشان است براي جبران و به اندازه ،

نه جوري كه طرف مقابل نزدشان كوچك شده و احساس شرمندگي كند .

 




304

نويسنده : سهیل ; دوشنبه 1393/05/13

خواب ديدن آغوش ها، بغل ها و بوسه ها، دم دماي صبح

وقتي باد خنكي از پنجره به تن عريانت ميخورد

طعم شيريني دارد

وقتي كه ميفهمي خوابي كه ميبيني خواب نيست

 

 

 
 



303

نويسنده : سهیل ; سه شنبه 1393/05/07

حال مرا فقط لبخندت مي تواند خوب كند، آن هم وقتي كنارم باشي

با آن روسري كه پر از گلهاي ريز و درشت است

و هر وقت خواستي مرتبش كني من هي خدا خدا كنم تا

نسيم بيايد تا كمي آنرا برقصاند  

اما نسيم مرا ميشناسد ،با هم خيلي حرف زديم

و او ميداند كه ديدن موهايت چه بر سرم مياورد

كه وقتي تو كنارمي، ياد گرفته تا با روسري و موهايت تندي نكند

و الا ديگر چيزي از من نمي ماند و خلاص

 

/*- و لذتي بالاتر از لحظه ديدار نيست




302

نويسنده : سهیل ; چهارشنبه 1393/04/25

جوشن كبير  فراز   41

 

یَا مَنْ خَلَقَ فَسَوَّى یَا مَنْ قَدَّرَ فَهَدَى

یَا مَنْ یَکْشِفُ الْبَلْوَى

یَا مَنْ یَسْمَعُ النَّجْوَى

یَا مَنْ یُنْقِذُ الْغَرْقَى یَا مَنْ یُنْجِی الْهَلْکَى

یَا مَنْ یَشْفِی الْمَرْضَى

یَا مَنْ أَضْحَکَ وَ أَبْکَى یَا مَنْ أَمَاتَ وَ أَحْیَا

یَا مَنْ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَ الْأُنْثَى

 

اى که آفرید و بیاراست اى که اندازه گرفت و راهنمایى کرد

اى که برطرف کند گرفتارى را

اى که بشنود سخن درگوشى را

اى که نجات دهد غریق را اى که برهاند هلاک شده را

اى که شفا دهد بیمار را

اى که بخنداند و بگریاند اى که بمیراند و زنده کند

اى که آفرید زوجين را

 

/*- یکدیگر را فراموش نکنیم 

 




301

نويسنده : سهیل ; دوشنبه 1393/04/16

اين روزها كه مي گويند درهاي رحمتت به سوي ما باز است

كاري كن تا نگاهمان از اين سطحي نگري بيشتر عمق پيدا كند

تا بتوانيم تو را بيشتر بشناسيم. نگاه مهربانت را كه گوشه اي از آن

تمام دردهايمان را علاج ميكند بيشتر درك كنيم .

ما آدمهاي سطحي، كه هر چه بيشتر نگاهت ميكنيم

كمتر مي يابيم ات . ما آدمهاي غرق شده در كار و روزمرگي كه

حرف زدنمان با تو ، بيشتر اوقات اورژانسي است و به راحتي

از كنار تو و بزرگي ات مي گذريم

اين روزها كمكمان كن تا بيشتر روي چشمهايمان كار كنيم

كه در كنار زيبايي هايي كه تو خلق كرده اي ،

تو را و چشمهاي نخوانده ات را بيشتر ببينيم




300

نويسنده : سهیل ; یکشنبه 1393/04/01

شب که از راه برسد منم و نشستن ِ پاي پنجره و

چاي و ستاره ها كه گاهي دنباله داري از ميانشان ميگذرد

نگاهم به فوتبال تي‌وي است و حواسم به تو

به چشمهايت كه با همه بي ذوقي ام گاهي شاعرم ميكند

و ابروهاي مرتب و پر پشت كه همه را شگفت زده كرده

به سياهي موهايت كه هر وقت روي تخت اين خانه دراز ميكشي

چونان آبشاري از لبه تخت پايين ميريزد .

دقيقه ۹۱ مسي هم گلي تقديممان ميكند تا حالگيريمان دو چندان شود

تا مگر سيگار ديگر به داد اين دلتنگي برسد .

وقتي ديگر واژه ها هم براي از تو گفتن كم مي آورند

هيچ چيزي ندارم براي از تو نوشتن

مخصوصن كه فردا هم روز گرمي است مثل زمستانهاي تنت

بانو بيشتر با من باش تا من با بوسه اي تو را از حاشيه به متن دعوت كنم

از تو كه چيزي كم نميشود

 

/*- از باغ های لواسان تا کاج های چیتگر از سبزی کاری های ری

تا آبشارهای دربند دوستت دارم. تهران مني تو